غزل شمارهٔ ۸۷۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
۲
قلزم پر شور شوقت را نبینم ساحلی
۳
نیست در دهر این زمان بی گفت و گویت مجمعی
۴
نیست در شهر این نفس بیجست و جویت محفلی
۵
مهر رویت مینهد هر روز مهری بر لبی
۶
چشم مستت میزند هر لحظه تیغی بر دلی
۷
چون کنم قطع منازل بیگل رخسار تو
۸
لالهزاری گردد از خون دلم هر منزلی
۹
بر سر کوی غمت هر جا که پایی مینهم
۱۰
بینم از دست سرشک دیده پایی در گلی
۱۱
رنگ رخسارت نمیبینم ببرگ لالهئی
۱۲
بوی گیسویت نمییابم ز شاخ سنبلی
۱۳
کی بدست آید گلی چون آن رخ بستانفروز
۱۴
یا سراید در چمن مانند خواجو بلبلی
