زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نه عهد کرده‌ئی آخر که قصد ما نکنی
۲
چرا جفا کنی و عهد را وفا نکنی
۳
چو آگهی که نداریم جز لبت کامی
۴
روا بود که ز لب کام ما روا نکنی؟
۵
ز ما نیامده جرمی خدا روا دارد
۶
که کینه ورزی و اندیشه از خدا نکنی
۷
من غریب که گشتم ز خویش بیگانه
۸
چه حالتست که با خویشم آشنا نکنی
۹
مرا چو از همه عالم نظر به جانب تست
۱۰
نظر بسوی من خسته دل چرا نکنی
۱۱
کنون که کشتی و بر خاک راهم افکندی
۱۲
بود که بر سر خاک چنین رها نکنی
۱۳
ترا که آگهی از حال دردمندان نیست
۱۴
معینست که درد مرا دوا نکنی
۱۵
اگر چنانکه سر صلح و دوستی داری
۱۶
چرا نیائی و با دوستان صفا نکنی
۱۷
چو آب دیده ز سر بگذشت خواجو را
۱۸
چه خیزدار بنشینی و ماجرا نکنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.