غزل شمارهٔ ۹۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
۲
سر سبزی خط سیهت سر بسر از موی
۳
جز پرتو رخسار تو از طره شبرنگ
۴
هرگز نشنیدیم طلوع قمر از موی
۵
بر طرف بناگوش تو آن سنبل مه پوش
۶
افکنده دو صد سلسله بر یکدگر از موی
۷
بیموی میانت تن من در شب هجران
۸
چون موی میانت شده باریکتر از موی
۹
موئی ز میانت سر موئی نکند فرق
۱۰
تا ساختهئی موی میانرا کمر از موی
۱۱
موئیست دهان تو و از موی شکافی
۱۲
هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از موی
۱۳
بیرون ز میان تو که ماننده موئیست
۱۴
کس بر تن سیمینت نبیند اثر از موی
۱۵
خواجو چو بوصف دهنت موی شکافد
۱۶
یک نکته نگوید ز دهانت مگر از موی
