عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز دل از در تو دور افتاد
۲
در کف صد بلا صبور افتاد
۳
نیک نزدیک بود بر در تو
۴
تا چه بد کرد کز تو دور افتاد
۵
یا حسد برد دشمن بد دل
۶
یا مرا دوستی غیور افتاد
۷
ماتم خویشتن همی دارد
۸
چون مصیبت زده، ز سور افتاد
۹
چون ز خاک در تو سرمه نیافت
۱۰
دیده‌ام بی‌ضیا و نور افتاد
۱۱
جان که یک ذره انده تو بیافت
۱۲
در طربخانهٔ سرور افتاد
۱۳
از بهشت رخ تو بی‌خبر است
۱۴
تن که در آرزوی حور افتاد
۱۵
چون عراقی نیافت راه به تو
۱۶
گمرهی گشت و در غرور افتاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.