Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
۲
دل نمرده، زنده اندر گور شد
۳
دست گیر ای دوست این بخت مرا
۴
تا نبیند دشمنم کو کور شد
۵
بارگاه دل، که بودی جای تو
۶
بنگر اکنون جای مار و مور شد
۷
بی‌لب شیرینت عمرم تلخ گشت
۸
شوربختی بین که: عیشم شور شد
۹
دل قوی بودم به امید تو، لیک
۱۰
دل ندادی، خسته زان بی‌نور شد
۱۱
شور عشقت تا فتاد اندر جهان
۱۲
چون دل من عالمی پر شور شد
۱۳
عارت آمد از عراقی، لاجرم
۱۴
بی‌تو، مسکین، بی‌نوا و عور شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.