Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وه! که کارم ز دست می‌برود
۲
روزگارم ز دست می‌برود
۳
خود ندارم من از جهان چیزی
۴
وآنچه دارم ز دست می‌برود
۵
یک دمی دارم از جهان و آن نیز
۶
چون برآرم ز دست می‌برود
۷
بر زمانه چه دل نهم؟ که روان
۸
همچو یارم ز دست می‌برود
۹
در خزان ار دلی به دست آرم
۱۰
در بهارم ز دست می‌برود
۱۱
از پی صید دل چه دام نهم؟
۱۲
که شکارم ز دست می‌برود
۱۳
چه کنم پیش یار جان افشان؟
۱۴
که نثارم ز دست می‌برود
۱۵
نیست جز آب دیده در دستم
۱۶
زان نگارم ز دست می‌برود
۱۷
طالعم بین که: در چنین غم‌ها
۱۸
غمگسارم ز دست می‌برود
۱۹
بخت بنگر که: پای بر دم مار
۲۰
یار غارم ز دست می‌برود
۲۱
دستگیرا، نظر به کارم کن
۲۲
بین که کارم ز دست می‌برود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.