Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر
۲
چاره ساز آن را که از تو نیستش یک دم گزیر
۳
مانده در تیه فراقم، رهنمایا، ره نمای
۴
غرقهٔ دریای هجرم، دستگیرا، دست گیر
۵
در دل زارم نظر کن، کز غمت آمد به جان
۶
چاره کن، جانا، که شد در دست هجرانت اسیر
۷
سوی من بنگر، که عمری بر امید یک نظر
۸
مانده‌ام چون خاک بر خاک درت خوار و حقیر
۹
از تو بو نایافته، نه راحتی دیده ز عمر
۱۰
ساخته با درد بی‌درمان تو، مسکین فقیر
۱۱
دل که سودای تو می‌پخت آرزویش خام ماند
۱۲
کو تنور آرزو تا اندر او بندم فطیر؟
۱۳
دایهٔ مهرت به شیر لطف پرورده است جان
۱۴
شیرخواره چون زید، کش باز گیرد دایه شیر؟
۱۵
ز آفتاب مهر بر دل سایه افگن، تا شود
۱۶
در هوای مهر روی تو چو ذره مستنیر
۱۷
گر فتد بر خاک تیره پرتو عکس رخت
۱۸
گردد اندر حال هر ذره چو خورشید منیر
۱۹
وز نسیم لطف تو بر آتش دوزخ وزد
۲۰
خوشتر از خلد برین گردد درک‌های سعیر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.