غزل شمارهٔ ۱۳۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای مطرب درد، پرده بنواز
۲
هان! از سر درد در ده آواز
۳
تا سوختهای دمی بنالد
۴
تا شیفتهای شود سرافراز
۵
هین! پرده بساز و خوش همی سوز
۶
کان یار نشد هنوز دمساز
۷
دلدار نساخت، چون نسوزم؟
۸
سوزم، چو نساخت محرم راز
۹
ماتم زدهام، چرا نگریم؟
۱۰
محنت زدهام، چه میکنم ناز؟
۱۱
ای یار، بساز تا بسوزم
۱۲
یا با سوزم بساز و بنواز
۱۳
یک جرعه ز جام عشق در ده
۱۴
تا بو که رهانیم ز خود باز
۱۵
ور سوختن من است رایت
۱۶
من ساختهام، بسوز و بگداز
۱۷
گر یار نساخت، ای عراقی،
۱۸
خیز از سر سوز نوحه آغاز
۱۹
در درد گریز، کوست همدم
۲۰
با سوز بساز، کوست همساز