غزل شمارهٔ ۱۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در بزم قلندران قلاش
۲
بنشین و شراب نوش و خوش باش
۳
تا ذوق می و خمار یابی
۴
باید که شوی تو نیز قلاش
۵
در صومعه چند خود پرستی؟
۶
رو بادهپرست شو چو اوباش
۷
در جام جهاننمای می بین
۸
سر دو جهان، ولی مکن فاش
۹
ور خود نظری کنی به ساقی
۱۰
سرمست شوی ز چشم رعناش
۱۱
جز نقش نگار هر چه بینی
۱۲
از لوح ضمیر پاک بخراش
۱۳
باشد که ببینی، ای عراقی،
۱۴
در نقش وجود خویش نقاش