Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مبند، ای دل، به جز در یار خود دل
۲
امید از هر که داری جمله بگسل
۳
ز منزلگاه دونان رخت بربند
۴
ورای هر دو عالم جوی منزل
۵
برون کن از درون سودای گیتی
۶
ازین سودا به جز سودا چه حاصل؟
۷
منه دل بر چنین محنت سرایی
۸
که هرگز زو نیابی راحت دل
۹
دل از جان و جهان بردار کلی
۱۰
نخست آنگه قدم زن در مراحل
۱۱
که راهی بس خطرناک است و تاریک
۱۲
که کاری سخت دشوار است و مشکل
۱۳
نمی‌بینی چو روی دوست، باری
۱۴
حجابی پیش روی خود فروهل
۱۵
ز شوق او تپان می‌باش پیوست
۱۶
میان خاک و خون، چون مرغ بسمل
۱۷
چو روی حق نبینی دیده بر دوز
۱۸
نباید دید، باری، روی باطل
۱۹
تو هم بربند بار خود از آنجا
۲۰
که همراهانت بربستند محمل
۲۱
قدم بر فرق عالم نه، عراقی،
۲۲
نمانی تا درینجا پای در گل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.