غزل شمارهٔ ۱۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
۲
دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم
۳
تا خار غم عشق تو در پای دلم شد
۴
بیروی تو گلهای چمن خار شمارم
۵
نی طاقت آن تا ز غمت صبر توان کرد
۶
نی فرصت آن تا نفسی با تو برآرم
۷
تا شام درآید، ز غمت، زار بگریم
۸
باشد که به گوش تو رسد نالهٔ زارم
۹
کم کن تو جفا بر دل مسکین عراقی
۱۰
ورنه، به خدا، دست به فریاد برآرم