Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من آن قلاش و رند بی‌نوایم
۲
که در رندی مغان را پیشوایم
۳
گدای درد نوش می پرستم
۴
حریف پاکباز کم دغایم
۵
ز بند زهد و قرابی برستم
۶
نه مرد زرق و سالوس و ریایم
۷
ردا و طیلسان یکسو نهادم
۸
همه زنار شد بند قبایم
۹
مگر خاکم ز میخانه سرشتند
۱۰
که هر دم سوی میخانه گرایم؟
۱۱
کجایی، ساقیا، جامی به من ده
۱۲
که یک دم با حریفان خوش برآیم
۱۳
مرا برهان زخود، کز جان به جانم
۱۴
درین وحشت سرا تا چند پایم؟
۱۵
زمانی شادمان و خوش نبودم
۱۶
از آنم کاندرین وحشت سرایم
۱۷
مرا از درگه پاکان براندند
۱۸
به صد خواری، که رند ناسزایم
۱۹
برون کردندم از کعبه به خواری
۲۰
درون بتکده کردند جایم
۲۱
درین ره خواستم زد دست و پایی
۲۲
بریدند، ای دریغا، دست و پایم
۲۳
بماندم در بیابان تحیر
۲۴
نه ره پیدا کنون، نه رهنمایم
۲۵
امید از هر که هست اکنون بریدم
۲۶
فتاده بر در لطف خدایم
۲۷
از آن است این همه بیداد بر من
۲۸
که پیوسته ز یار خود جدایم
۲۹
ز بیداد زمانه وارهم من
۳۰
عراقی گر کند از کف رهایم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.