غزل شمارهٔ ۱۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ناخورده شراب میخروشیم
۲
بنگر چه کنیم؟ اگر بنوشیم
۳
از بیخبری خبر نداریم
۴
پس بیهده ما چه میخروشیم؟
۵
تا چند پزیم دیگ سودا؟
۶
کز خامی خویشتن بجوشیم
۷
دل مرده، برون کشیم خرقه
۸
وز ماتم دل پلاس پوشیم
۹
این زهد مزوری که ما راست
۱۰
کس می نخرد، چه میفروشیم؟
۱۱
با آنکه به ما نمیشود راست
۱۲
این کار، ولیک هم بکوشیم
۱۳
باشد که ز جام وصل جانان
۱۴
یک جرعه به کام دل بنوشیم
۱۵
شب خوش بودیم بیعراقی
۱۶
امروز در آرزوی دوشیم