Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟
۲
هیچ باشد که تو را بار دگر وابینیم
۳
دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیم
۴
جان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم
۵
روی خوب تو که هر دم دگران می‌بینند
۶
چه شود گر بگذاری تو دمی ما بینیم؟
۷
ما که دور از تو ز هجرانت به جان آمده‌ایم
۸
از فراق تو بگو: چند بلاها بینیم؟
۹
خورد زنگار غمت آینهٔ دل به فسوس
۱۰
نیست ممکن که جمال تو در آنجا بینیم
۱۱
گم شد آخر دل ما، بر در تو آمده‌ایم
۱۲
تا بود کان دل گم‌کردهٔ خود وابینیم
۱۳
گر بیابیم دلی، بر سر کویت یابیم
۱۴
ور ببینیم رخی، در دل بینا بینیم
۱۵
روی بنمای، که امروز ندیدیم رخت
۱۶
ای بسا حسرت و اندوه که فردا بینیم!
۱۷
روی زیبای تو، ای دوست، به کام دل خویش
۱۸
تا عراقی بنمیرد نه همانا بینیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.