Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماهرویا، رخ ز من پنهان مکن
۲
چشم من از هجر خود گریان مکن
۳
ز آرزوی روی خود زارم مدار
۴
از فراق خود مرا بی‌جان مکن
۵
از من مسکین مبر یک‌بارگی
۶
من ندارم طاقت هجران، مکن
۷
بی‌کسی را بی‌دل و بی‌جان مدار
۸
مفلسی را بی‌سر و سامان مکن
۹
گر گناهی کرده‌ام از من مدان
۱۰
خویشتن را گو، مرا تاوان مکن
۱۱
هر چه آن کس در جهان با کس نکرد
۱۲
با من بیچاره هر دم آن مکن
۱۳
با عراقی غریب خسته دل
۱۴
هر چه از جور و جفا بتوان مکن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.