غزل شمارهٔ ۲۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی تو
۲
بیمار گشته به نشود جز به بوی تو
۳
باری، بپرس حال دل ناتوان من
۴
بنگر: چگونه میتپد از آرزوی تو؟
۵
از آرزوی روی تو جانم به لب رسید
۶
بنمای رخ، که جان بدهم پیش روی تو
۷
حال دل ضعیف چنین زار کی شدی؟
۸
گر یافتی نسیم گلستان کوی تو
۹
در راه جست و جوی تو هر جانبی دوید
۱۰
در ره بماند و راه نیاورد سوی تو
۱۱
از لطف تو سزد که کنون دست گیریش
۱۲
چون بازمانده، گمشده در جست و جوی تو