Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
۲
عالمی در شور و شوری در جهان انداخته
۳
عشق رویت رستخیزی از زمین انگیخته
۴
آرزویت غلغلی در آسمان انداخته
۵
چشم بد از تاب رویت آتشی افروخته
۶
چون سپندی جان مشتاقان در آن انداخته
۷
روی بنموده جمالت، باز پنهان کرده رخ
۸
در دل بیچارگان شور و فغان انداخته
۹
دیدن رویت، که دیرینه تمنای دل است
۱۰
آرزویی در دل این ناتوان انداخته
۱۱
چند باشد بی‌دلی در آرزوی روی تو؟
۱۲
بر سر کوی تو سر بر آستان انداخته
۱۳
بی‌تو عمرم شد، دریغا! و چه حاصل از دریغ؟
۱۴
چون نیاید باز تیر از کمان انداخته
۱۵
مانده‌ام در چاه هجران، پای در دنبال مار
۱۶
دست در کام نهنگ جان ستان انداخته
۱۷
هیچ بینم باز در حلق عراقی ناگهان
۱۸
جذبه‌های دلربایی ریسمان انداخته؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.