Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشای
۲
جانم به لب آمد ز تو، زنهار ببخشای
۳
در کار من غمزده ای دوست نظر کن
۴
بر جان من دلشده ای یار، ببخشای
۵
زان پیش که از حسرت روی تو بمیرم
۶
بس دور بماندم ز تو بیمار، ببخشای
۷
اینک به امیدی به درت آمده‌ام باز
۸
این بار مکن همچو دگربار، ببخشای
۹
مرغ دل من بی‌پر و بی‌بال بمانده است
۱۰
در دام فراق تو نگونسار، ببخشای
۱۱
آن رفت که آمد ز من دلشده کاری
۱۲
اکنون که فرو مانده‌ام از کار، ببخشای
۱۳
از کرد عراقی خجل و خوار بماندم
۱۴
مگذار چنینم خجل و خوار، ببخشای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.