Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل، بنشین چو سوکواری
۲
کان رفت که آید از تو کاری
۳
وی دیده ببار اشک خونین
۴
بی کار چه مانده‌ای تو، باری؟
۵
وی جان، بشتاب بر در دوست
۶
چون نیست جز اوت هیچ یاری
۷
گو: آمده‌ام به درگه تو
۸
تا در نگری به دوستداری
۹
گر بپذیرم: اینت دولت
۱۰
ور رد کنی، اینت خاکساری
۱۱
نومید چگونه باز گردد
۱۲
از درگه تو امیدواری؟
۱۳
یاد آر ز من، که بودم آخر
۱۴
در بندگی تو روزگاری
۱۵
چون از تو جدا فکندم ایام
۱۶
ناکام شدم به هر دیاری
۱۷
بی‌روی تو هر گلی که دیدم
۱۸
در دیدهٔ من خلید خاری
۱۹
بی‌بوی خوشت نیایدم خوش
۲۰
بوی خوش هیچ نوبهاری
۲۱
بی دوست، که را خوش آید آخر
۲۲
بوی گل و رنگ لاله زاری؟
۲۳
و اکنون که ز جمله ناامیدم
۲۴
بی روی تو نیستم قراری
۲۵
دریاب، که مانده‌ام به ره در
۲۶
در گردن من فتاده باری
۲۷
بشتاب، که بر درت گدایی است
۲۸
مانا که عراقی است، آری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.