Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
۲
ندیم و مونس و یارم تو باشی
۳
دل پر درد را درمان تو سازی
۴
شفای جان بیمارم تو باشی
۵
ز شادی در همه عالم نگنجم
۶
اگر یک لحظه غم خوارم تو باشی
۷
ندارم مونسی در غار گیتی
۸
بیا، تا مونس غارم تو باشی
۹
اگر چه سخت دشوار است کارم
۱۰
شود آسان، چو در کارم تو باشی
۱۱
اگر جمله جهانم خصم گردند
۱۲
نترسم، چون نگهدارم تو باشی
۱۳
همی نالم چو بلبل در سحرگاه
۱۴
به بوی آنکه گلزارم تو باشی
۱۵
چو گویم وصف حسن ماهرویی
۱۶
غرض زان زلف و رخسارم تو باشی
۱۷
اگر نام تو گویم ور نگویم
۱۸
مراد جمله گفتارم تو باشی
۱۹
از آن دل در تو بندم، چون عراقی
۲۰
که می‌خواهم که دلدارم تو باشی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.