Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرنه سودای یار داشتمی
۲
کی چنین ناله زار داشتمی؟
۳
ورنه غیرت دمم فرو بستی
۴
ناله هر دم هزار داشتمی
۵
بر در دوست گر رهم بودی
۶
روز و شب زینهار داشتمی
۷
ور وصالش بساختی کارم
۸
با فراقش چه کار داشتمی؟
۹
چه غمم بودی؟ ار درین تیمار
۱۰
با غمش غمگسار داشتمی
۱۱
یار در کارم ار نظر کردی
۱۲
بهترین کار و بار داشتمی
۱۳
زان فراموش عهد دشنامی
۱۴
کاشکی یادگار داشتمی
۱۵
روزگارم شد، ار نه عاقلمی
۱۶
ماتم روزگار داشتمی
۱۷
بی‌رخ یار ناخوش است حیات
۱۸
چه خوشستی که یار داشتمی!
۱۹
گر عراقی برون شدی ز میان
۲۰
دلبر اندر کنار داشتمی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.