غزل شمارهٔ ۳۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نه از تو به من رسید بویی
۲
نه وصل توام نمود رویی
۳
اندیشهٔ هجر دردناکت
۴
آویخته جان من به مویی
۵
سودای تو در دلم فکنده
۶
هر لحظه به تازه جست و جویی
۷
با آنکه ز گلشن وصالت
۸
دانم نرسد به بنده بویی
۹
لیکن شدهام به آرزو شاد
۱۰
مزار تو، کم ز آرزویی
۱۱
سودای محال در دماغم
۱۲
افگنده به هرزه های و هویی
۱۳
داده سر خویش را عراقی
۱۴
زیر خم زلف تو چو گویی