مثنوی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آنکه ایشان برو نظر کردند
۲
اولش عاشقی خبر کردند
۳
عشق در هر دلی که جای گرفت
۴
دست برد اندرون و پای گرفت
۵
عشق در هر دلی که سر بر زد
۶
خیمه از عقل و علم برتر زد
۷
هر دلی کو به عشق بینا شد
۸
منزلش زیر بود و بالا شد
۹
هر دلی را که عشق روی نمود
۱۰
هر زمانی ارادتش افزود
۱۱
هر ارادت که عشق را شاید
۱۲
از رضا و موافقت زاید
۱۳
هر ارادت که از محبت شد
۱۴
یا ز انعام یا ز رایت شد
۱۵
اولش عام و آخرش خاص است
۱۶
محض لطف است و عین اخلاص است
۱۷
در کلام خدای میخوانی
۱۸
که: «علیک محبت منی»
۱۹
چون محبت رسد به عین کمال
۲۰
در دل و جان و الهان جمال
۲۱
عشق نامش نهند اولوالاشواق
۲۲
چون رسد آن به حد استغراق
۲۳
اندرین بحر اگر غریق شوی
۲۴
تو خود استاد این طریق شوی
۲۵
گر شنیدی و شد تو را معلوم
۲۶
رو بخوان تا نکو شود مفهوم