غزل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نیست کاری به آنم و اینم
۲
صنع پروردگار میبینم
۳
حیرتم غالب است و دل واله
۴
نیست پروای عقل، یا دینم
۵
سخنی کز تو بشنود گوشم
۶
خوشتر آید ز جان شیرینم
۷
در جهان، گر دل از تو بردارم
۸
خود که بینم؟ که بر تو بگزینم؟
۹
کرمی کن، گرم نخواهی کشت
۱۰
هم بدان ساعدان سیمینم
۱۱
در جهان غیر عشق نپرستم
۱۲
عشقبازی است رسم و آیینم
۱۳
با عراقی، که عاجز غم توست
۱۴
خردهگیری مکن، که مسکینم