مثنوی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جز حدیث تو من نمیدانم
۲
خامشی از سخن نمیدانم
۳
در کمند غم تو پا بستم
۴
وز می اشتیاق تو مستم
۵
دیدهٔ ما، اگر چه بینور است
۶
لیک نزدیک بین هر دور است
۷
ساکن است او، مگر تو بشتابی
۸
در نیابد، مگر تو دریابی
۹
گرچه ما خود نه مرد عشق توایم
۱۰
لیک جویان درد عشق توایم
۱۱
طالبان را ره طلب بگشای
۱۲
راه مقصود را به ما بنمای
۱۳
دل و دنیای خویش در کویت
۱۴
همه دادم به دیدن رویت
۱۵
یارب، این دولتم میسر باد
۱۶
که به دیدار دوست گردم شاد