غزل شمارهٔ ۱۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر که دولت یافت، شست از لوح خاطر نام ما
۲
اوج دولت، طاق نسیان است در ایام ما
۳
میخورد چون خون دل هر کس به قدر دستگاه
۴
باش کوچکتر ز جام دیگران، گو جام ما
۵
در نظر واکردنی طی شد بساط زندگی
۶
چون شرر در نقطهٔ آغاز بود انجام ما
۷
طفل بازیگوش، آرام از معلم میبرد
۸
تلخ دارد زندگی بر ما دل خودکام ما
۹
نیست جام عیش ما صائب چو گل پا در رکاب
۱۰
تا فلک گردان بود، در دور باشد جام ما