صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
۲
با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است
۳
نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق
۴
آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است
۵
هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می‌کنند
۶
چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است
۷
برق را در خرمن مردم تماشا کرده است
۸
آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است
۹
فکر شنبه تلخ دارد جمعهٔ اطفال را
۱۰
عشرت امروز بی‌اندیشهٔ فردا خوش است
۱۱
هیچ کاری بی تامل گرچه صائب خوب نیست
۱۲
بی تامل آستین افشاندن از دنیا خوش است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.