صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است
۲
چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است
۳
هر چه جز معشوق باشد پردهٔ بیگانگی است
۴
بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است
۵
غنچه را باد صبا از پوست می‌آرد برون
۶
بی‌نسیم شوق، پیراهن دریدن مشکل است
۷
ماتم فرهاد کوه بیستون را سرمه داد
۸
بی هم‌آوازی نفس از دل کشیدن مشکل است
۹
هر سر موی ترا با زندگی پیوندهاست
۱۰
با چنین دلبستگی، از خود بریدن مشکل است
۱۱
در جوانی توبه کن تا از ندامت برخوری
۱۲
نیست چون دندان، لب خود را گزیدن مشکل است
۱۳
تا نگردد جذبهٔ توفیق صائب دستگیر
۱۴
از گل تعمیر، پای خود کشیدن مشکل است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.