صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
۲
تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت
۳
تا کمر بستم، غبار از کاروان بر جا نبود
۴
از کمین تا سر برآوردم، شکار از دست رفت
۵
داغ‌های ناامیدی یادگار از خود گذاشت
۶
خردهٔ عمرم که چون نقد شرار از دست رفت
۷
تا نفس را راست کردم، ریخت اوراق حواس
۸
دست تا بر دست سودم، نوبهار از دست رفت
۹
پی به عیب خود نبردم تا بصیرت داشتم
۱۰
خویش را نشناختم، آیینه‌دار از دست رفت
۱۱
عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار
۱۲
تا عنان آمد به دستم، اختیار از دست رفت
۱۳
عمر باقی مانده را صائب به غفلت مگذران
۱۴
تا به کی گویی که روز و روزگار از دست رفت؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.