صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چارهٔ دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد
۲
خضر این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد
۳
در کنار خاک، عمر ما به خون خوردن گذشت
۴
مادر بی‌مهر خون را شیر نتوانست کرد
۵
راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد
۶
غنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد
۷
محو شد هر کس که دید آن چشم خواب آلود را
۸
هیچ کس این خواب را تعبیر نتوانست کرد
۹
در نگیرد صحبت پیر و جوان با یکدگر
۱۰
با کمان یک دم مدارا تیر نتوانست کرد
۱۱
حلقهٔ در از درون خانه باشد بی‌خبر
۱۲
مطلب دل را زبان تقریر نتوانست کرد
۱۳
از ته دل هیچ کس صائب درین بستانسرا
۱۴
خنده‌ای چون غنچهٔ تصویر نتوانست کرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.