غزل شمارهٔ ۱۰۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز خال عنبرین افزون ز زلف یار میترسم
۲
همه از مار و من از مهرهٔ این مار میترسم
۳
ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم از جان
۴
شکار لاغرم از تیغ لنگردار میترسم
۵
خطر در آب زیر کاه بیش از بحر میباشد
۶
من از همواری این خلق ناهموار میترسم
۷
ز بس نامردمی از چشم نرم دوستان دیدم
۸
اگر بر گل گذارم پا ز زخم خار میترسم
۹
ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسم
۱۰
که من از گردش گردون کج رفتار میترسم
۱۱
بلای مرغ زیرک دام زیر خاک میباشد
۱۲
ز تار سبحه بیش از رشتهٔ زنّار میترسم
۱۳
بد از نیکان و نیکی از بدان بس دیدهام صائب
۱۴
ز خار بیگل افزون از گل بیخار میترسم