غزل شمارهٔ ۱۳۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
۲
ما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیم
۳
چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیم
۴
در جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم
۵
چون سایهٔ مرغان هوا در سفر خاک
۶
آزار به موری نرساندیم و گذشتیم
۷
گر قسمت ما باده، و گر خون جگر بود
۸
ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم
۹
کردیم عنانداری دل تا دم آخر
۱۰
گلگون هوس را ندواندیم و گذشتیم
۱۱
هر چند که در دیدهٔ ما خار شکستند
۱۲
خاری به دل کس نخلاندیم و گذشتیم
۱۳
فریاد که از کوتهی بازوی اقبال
۱۴
دستی به دو عالم نفشاندیم و گذشتیم
۱۵
صد تلخ چشیدیم زهر بی مزه صائب
۱۶
تلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم