غزل شمارهٔ ۱۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما در شکست گوهر یکدانهٔ خودیم
۲
سنگ ملامت دل دیوانهٔ خودیم
۳
چون بلبل از ترانهٔ خود مست میشویم
۴
ما غافلان به خواب ز افسانهٔ خودیم
۵
در خون نشستهایم ز رنگینی خیال
۶
چون لاله دلسیاه ز پیمانهٔ خودیم
۷
گیریم گل در آب به تعمیر دیگران
۸
هر چند سیل گوشهٔ ویرانهٔ خودیم
۹
دست فلک کبود شد از گوشمال و ما
۱۰
مشغول خاکبازی طفلانهٔ خودیم
۱۱
ما چون کمان ز گوشه نشینی درین بساط
۱۲
هر جا رویم معتکف خانهٔ خودیم
۱۳
صائب، شده است برق حوادث چراغ ما
۱۴
تا خوشه چین خرمن بیدانهٔ خودیم