Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا از خودی خود نبریدند عزیزان
۲
چون نی به مقامی نرسیدند عزیزان
۳
چون عمر سبکسیر ازین عالم پرشور
۴
رفتند و به دنبال ندیدند عزیزان
۵
دادند به معشوق حقیقی دل و جان را
۶
یوسف به زر قلب خریدند عزیزان
۷
دیدند که در روی زمین نیست پناهی
۸
در کنج دل خویش خزیدند عزیزان
۹
خارست نصیب تو ز گلزار، وگرنه
۱۰
از خار چه گلهاکه نچیدند عزیزان
۱۱
فقری که تو امروز به هیچش نستانی
۱۲
با سلطنت بلخ خریدند عزیزان
۱۳
درقید فرنگ آن که نیفتاده، چه داند
۱۴
کز جسم گرانجان چه کشیدند عزیزان
۱۵
صائب نرسیدند به سر منزل مقصود
۱۶
تا پای به دامن نکشیدند عزیزان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.