هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
۲
شبی با او بسر بردم ز وصلش بی‌نصیب اما
۳
مرا بی او شکیبایی چه می‌فرمائی ای همدم
۴
شکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما
۵
ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گل
۶
ز مرغان چمن نتوان شنید از عندلیب اما
۷
خورد هر تشنه لب آب از لب مردم فریب او
۸
از آن سرچشمه من هم می‌خورم گاهی فریب اما
۹
به حال مرگ افتاده است هاتف ای پرستاران
۱۰
طبیبش کاش می‌آمد به بالین عنقریب اما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.