غزل شمارهٔ ۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
۲
به خاکم گو میا فردا، به بالینم بیا امشب
۳
مگو فردا برت آیم که من دور از تو تا فردا
۴
نخواهم زیست خواهم مرد یا امروز یا امشب
۵
ز من او فارغ و من در خیالش تا سحر کایا
۶
بود یارش که و کارش چه و جایش کجا امشب
۷
شدی دوش از بر امشب آمدی اما ز بیتابی
۸
کشیدم محنت صد ساله هجر از دوش تا امشب
۹
شب هجر است و دارم بر فلک دست دعا اما
۱۰
به غیر از مرگ حیرانم چه خواهم از خدا امشب
۱۱
چو فردا همچو امروز او ز من بیگانه خواهد شد
۱۲
گرفتم همچو دیشب گشت با من آشنا امشب
۱۳
ندارم طاقت هجران چو شبهای دگر هاتف
۱۴
چه یار از من شود دور و چه جان از تن جدا امشب