هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
۲
رحم گویا در دل بی‌رحم آن مه پاره نیست
۳
کو دلی کز آن دل بی‌رحم سنگین نیست چاک
۴
کو گریبانی کز آن چاک گریبان پاره نیست
۵
ای دلت در سینه سنگ خاره با من جور بس
۶
در تن من آخر این جان است سنگ خاره نیست
۷
گاه گاهم بر رخ او رخصت نظاره هست
۸
لیک این خون گشته دل را طاقت نظاره نیست
۹
جان اگر خواهی مده تا می‌توانی دل ز دست
۱۰
دل چو رفت از دست غیر از جان سپردن چاره نیست
۱۱
کامیاب از روی آن ماهند یاران در وطن
۱۲
بی‌نصیب از وصل او جز هاتف آواره نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.