غزل شمارهٔ ۷۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آن کمان ابرو کند چون میل تیرانداختن
۲
ناوک او را نشان میباید از جان ساختن
۳
سروران چون گو به پای توسنش بازند سر
۴
چون کند آن شهسوار آهنگ چوگان باختن
۵
داد مظلومان بده تا چند ای بیدادگر
۶
رخش بیداد و ستم بر دادخواهان تاختن
۷
باغبان پرداخت گلشن را، اکنون باید به می
۸
در چمن ز آیینهٔ دل زنگ غم پرداختن
۹
سازگاری چون ندارد یار هاتف بایدت
۱۰
ز آتش غم سوختن با سوز هجران ساختن