ملک‌الشعرای بهار · گزیده اشعار

قصیدهٔ ۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب خرگه سیه زد و در وی بیارمید
۲
وز هر کرانه دامن خرگه فرو کشید
۳
روز از برون خیمه دراستاد و جابه‌جای
۴
آن سقف خیمه‌اش را عمدا بسوزنید
۵
گفتی کسی به روی یکی ژرف آبگیر
۶
سیصد هزار نرگس شهلا پراکنید
۷
یارب! کجاست آن که چو شب در چکد به جام؟
۸
گویی به جام، اختر ناهید در چکید
۹
چون پر کنی بلور و بداری به پیش چشم
۱۰
گویی در آفتاب گل سرخ بشکفید
۱۱
همبوی بیدمشک است اما نه بیدمشک
۱۲
همرنگ سرخ‌بید است اما نه سرخ‌بید
۱۳
آن می که ناچشیده هنوز از میان جام
۱۴
چون فکر شد به مغز و چو گرمی به خون دوید
۱۵
گر پر وی نبستی زنجیرهٔ حباب
۱۶
از لطف، می ز جام همی خواستی پرید
۱۷
بر نودمیده خوید بخوردم یکی شراب
۱۸
خوشا شراب خوردن بر نودمیده خوید
۱۹
از شیشه تافت پرتو می ساعتی به مرز
۲۰
نیرو گرفت خوید و به زانوی من رسید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.