ملک‌الشعرای بهار · گزیده اشعار

مستزاد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست
۲
کار ایران با خداست
۳
مذهب شاهنشه ایران ز مذهبها جداست
۴
کار ایران با خداست
۵
شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست
۶
مملکت رفته ز دست
۷
هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست
۸
کار ایران با خداست
۹
مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس
۱۰
ناخدا عدل است و بس
۱۱
کار پاس کشتی و کشتی‌نشین با ناخداست
۱۲
کار ایران با خداست
۱۳
پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه
۱۴
خون جمعی بی‌گناه
۱۵
ای مسلمانان! در اسلام این ستمها کی رواست؟
۱۶
کار ایران با خداست
۱۷
باش تا خود سوی ری تازد ز آذربایجان
۱۸
حضرت ستار خان
۱۹
آن که توپش قلعه کوب و خنجرش کشورگشاست
۲۰
کار ایران با خداست
۲۱
باش تا بیرون ز رشت آید سپهدار سترگ
۲۲
فر دادار بزرگ
۲۳
آن که گیلان ز اهتمامش رشک اقلیم بقاست
۲۴
کار ایران با خداست
۲۵
باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پدید
۲۶
نام حق گردد پدید
۲۷
تا ببینیم آن که سر ز احکام حق پیچد کجاست
۲۸
کار ایران با خداست
۲۹
خاک ایران، بوم و برزن از تمدن خورد آب
۳۰
جز خراسان خراب
۳۱
هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست
۳۲
کار ایران با خداست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.