حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
۲
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
۳
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
۴
باشد که بازبینم دیدار آشنا را
۵
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
۶
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
۷
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
۸
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
۹
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
۱۰
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
۱۱
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
۱۲
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
۱۳
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
۱۴
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
۱۵
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
۱۶
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
۱۷
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
۱۸
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
۱۹
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
۲۰
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
۲۱
آیینه سکندر جام می است بنگر
۲۲
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
۲۳
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
۲۴
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
۲۵
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
۲۶
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.