حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ساقیا برخیز و درده جام را
۲
خاک بر سر کن غم ایام را
۳
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
۴
برکشم این دلق ازرق فام را
۵
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
۶
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را
۷
باده درده چند از این باد غرور
۸
خاک بر سر نفس نافرجام را
۹
دود آه سینهٔ نالان من
۱۰
سوخت این افسردگان خام را
۱۱
محرم راز دل شیدای خود
۱۲
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
۱۳
با دلارامی مرا خاطر خوش است
۱۴
کز دلم یک باره برد آرام را
۱۵
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
۱۶
هر که دید آن سرو سیم اندام را
۱۷
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
۱۸
عاقبت روزی بیابی کام را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.