غزل شمارهٔ ۱۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
۲
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
۳
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
۴
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
۵
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
۶
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
۷
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
۸
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
۹
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
۱۰
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
۱۱
چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد
۱۲
طالع نامور و دولت مادرزادت
۱۳
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
۱۴
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت