غزل شمارهٔ ۴۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است
۲
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
۳
صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد
۴
به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است
۵
در آستین مرقع پیاله پنهان کن
۶
که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است
۷
به آب دیده بشوییم خرقهها از می
۸
که موسم ورع و روزگار پرهیز است
۹
مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر
۱۰
که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است
۱۱
سپهر برشده پرویزنیست خون افشان
۱۲
که ریزهاش سر کسری و تاج پرویز است
۱۳
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
۱۴
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است