غزل شمارهٔ ۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
۲
میرسیم از گرد راه اینست راه آورد ما
۳
در هوای شمع رویت قطرههای اشک گرم
۴
دم به دم بر چهره میبندد ز آه سرد ما
۵
بس که از یاران هم دردان جدا افتادهایم
۶
گشته است از بی کسی همدرد ما
۷
با گیاه شور پرور فرقت باران نکرد
۸
آن چه هجران کرد با جان بلا پرورد ما
۹
گر عیاذالله از ما بر دلت گردی بود
۱۰
حسبتا لله به باد نیستی ده گرد ما
۱۱
گرد از جمعیت دلها بر آرد بیدرنگ
۱۲
چون ز گرد ره شود پیدا سوار فرد ما
۱۳
دوش آن وحشی شمایل محتشم را دید و گفت
۱۴
باز پیدا گشت مجنون بیابان گرد ما