غزل شمارهٔ ۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت
۲
غیر در تاب شد و جان من از غیرت سوخت
۳
صورت شمع رخش بر در و دیوار کشید
۴
کلک نقاش دل خلق به این صورت سوخت
۵
خواستم پیش رخش چهره بشویم به سرشک
۶
آب در دیدهام از گرمی آن طلعت سوخت
۷
غیر را خواست کند گرم زد آتش در من
۸
هر یکی را به طریق دگر از غیرت سوخت
۹
ذوق کردم چو شب آمد به وثاق تو رقیب
۱۰
که مرا دید به پهلوی تو و ز حسرت سوخت
۱۱
شعلهٔ آتش سودای رقیبم امشب
۱۲
گشت معلوم زداغی که به آن رحمت سوخت
۱۳
محتشم یافت که فهمیدی و خاطر خوش یافت
۱۴
غیر کم حوصله چون داغ پی غیبت سوخت