Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
۲
آن که بی‌زنجیر در بند است فریاد من است
۳
آن که می‌گردد مدام از دور باش خشم و کین
۴
دور دور از بارگاه خاطرت یاد من است
۵
ای خوش آن مشکل که چون خسرو نداند حل آن
۶
طبع شیرین بشکفد کاین کار فرهاد من است
۷
دادن از روی زمین خاک بنی‌آدم به باد
۸
کمترین بازیچهٔ طفل پریزاد من است
۹
در جهان خاکی که هرگز ترنگردد جز با اشک
۱۰
گر نشان جویند ازان خاک غم آباد من است
۱۱
آن که پای مرغ دل می‌بندد از روی هوا
۱۲
طبع سحرانگیز وحشی بند صیاد من است
۱۳
انس آن بد الفت پیمان گسل با محتشم
۱۴
همچو پیوند طرب با جان ناشاد من است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.