غزل شمارهٔ ۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
۲
دارالشفای عشق ز دیوانه پر شده است
۳
از خود نگشته است به کس آشنا دلی
۴
راه وثاقش از پی بیگانه پر شده است
۵
تاره به جام خانه چشمم فکند عکس
۶
این خانه از پری چو پری خانه پر شده است
۷
از جرعهای که ریخته ساقی به جام ما
۸
گش فلک ز نعرهٔ مستانه پر شده است
۹
رگهای جانم از گرهٔ غم به ذکر هجر
۱۰
چون رشتهای سجه صد دانه پر شده است
۱۱
عشاق را به دور تو از بادهٔ حیات
۱۲
قالب تهی فتاده و پیمانه پر شده است
۱۳
گردد مگر به وصف تو مقبول اهل طبع
۱۴
دیوان محتشم که ز افسانه پر شده است