Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
۲
سنبلت را سرما نیست دگر چیزی هست
۳
آن که دیشب به من گفت و ز بزمش راندی
۴
از تو امروز جدا نیست دگر چیزی هست
۵
طوطی نطق حریفان همه لال است و به کس
۶
خلقت آئینه‌نما نیست دگر چیزی هست
۷
بزم حالیست ز نا محرم و از چهرهٔ راز
۸
خاطرت پرده گشا نیست دگر چیزی هست
۹
سخنت با من و چشمت که سراپاست نگاه
۱۰
بر من بی سرو پا نیست دگر چیزی هست
۱۱
عقل گفت این همه ناز است دگر چیزی نیست
۱۲
غمزه‌اش گفت چرا نیست دگر چیزی هست
۱۳
محتشم این همه تلخی و ترش ابروئی
۱۴
ناز آن حور لقا نیست دگر چیزی هست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.