Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج
۲
کار ندارد به آب مرغ سمندر مزاج
۳
رتبه به اسباب نیست ورنه چو بر آشیان
۴
هد هد نادان نشست صاحب تختست و تاج
۵
از همه ترکان ستاند هندوی چشم تو دل
۶
از همه شاهان گرفت شحنهٔ حسن تو باج
۷
گرچه تو را از ازل حسن خدا داد بود
۸
عشق که بود این که داد حسن تو را این رواج
۹
هر طرف از دلبران ملک ستاننده‌ایست
۱۰
از طرفی کن خروج از همه بستان خراج
۱۱
آن چه بر ایوب رفت نیست خوش اما خوشست
۱۲
مرد که دارد شکیب درد که دارد علاج
۱۳
خشم و تغافل به دست ورنه ازو محتشم
۱۴
جور دمادم خوش است نیست به لطف احتیاج

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.